ميرزا حسن حسينى فسايى

406

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

965 مورد عنايت شاهانه شده ، حكومت استراباد به او شفقت گرديد . « 1 » و در اواخر همين سال [ 965 ] : در جنگ با تركمانان اوخال « 2 » كشته گشته به روضه رضوان خراميد و سابقا نگاشته شد كه حضرت همايون پادشاه هندوستان در زمان توقف در ايران وعده داده بود كه مملكت قندهار را ضميمه ممالك ايران نمايد و اين وعده به وقوع نرسيد كه همايون پادشاه وفات يافت « 3 » و حضرت جلال الدين پادشاه به جاى او نشست بنابر وعده همايونى ، در سال 966 : حكم مطاع صادر شد كه على سلطان تاتى اوغلى ذو القدر فرمانفرماى مملكت فارس « 4 » ، با سپاه ذو القدر و فارس از راه كرمان به سيستان رفته در خدمت شاهزاده سلطان - حسين ميرزا پسر نواب شاهزاده بهرام ميرزا حاكم سيستان با سپاه سيستانى رفته ، نواحى قندهار را مسخر نمايند امتثالا للامر ، اطاعت كرده ، از شيراز تا قندهار بشتافت و چون قلعه قندهار را محاصره نمودند گلوله تفنگى به على سلطان تاتى اوغلى حاكم فارس رسيده ، زندگانى را بدرود نمود ، پسر بزرگ او شاه ولى سلطان ، پاى مردانگى را فشرده ، قلعه قندهار ، را گشود پس سپاه پدر را برداشته به مشهد مقدس آمد و چون اين اخبار به مسامع جلال رسيد ، قندهار را ضميمه مملكت سيستان فرموده ، به شاهزاده سلطان حسين ميرزا واگذار فرمود كه نواب بديع الزمان ميرزا برادر كوچك او در سيستان توقف كند و سلطان حسين ميرزا در قندهار ، رايت اقتدار افرازد . بعد از سنه يونت‌ئيل اين سال [ 966 ] : پادشاه جم‌جاه جز در خطه قزوين قشلاق نفرمود و بر آبادى شهر و بازار و كاروان‌سرا و حمام و مساجد و عمارات شاهى و بساتين ديوانى افزود « 5 » و قاضى محمد رازى در آن اوان قطعه‌اى در برابر قطعه كمال الدين اصفهانى گفته ، به عرض رسانيده ، مورد عنايت گرديد و قطعه كمالى اين است : قطعه : چار شهراند عراق از پى تخمين گفتم * طول و عرضش صد در صد بود و كم نبود اصفهان نصف جهان است و در اين نيست شكى * كه در اقليم چنان شهر معظم نبود همدان جاى شهان از قبل آب و هواست * كه در آفاق چنان بقعهء خرم نبود قم به نسبت كم از آنهاست و ليكن گفتم * نيك نيك ارچه نباشد بد بد هم نبود معدن مردمى و كان سخا ، شاه بلاد * رى بود رى كه چو وى در همه عالم نبود و قطعه قاضى محمد اين است : چار بودند در اطراف عراق اى شه دين * شهرهائى كه نشستنگه شاهان بودند اصفهان آنكه ورا نصف جهان مىگفتند * عدل عمال شه او را ز جهان افزودند همدان آنكه على شكر و يارانش در او * به زر و سيم بهين چتر و وثاق اندودند قم كه جز شيعه حيدر نبود ساكن او * سبب آن است كه خاك فرجش فرمودند شاه افزود « 6 » بر اين چار بلد قزوين را * كاهل تاريخ چنين نعت دگر نشنودند

--> ( 1 ) . نظام ايالات در دوره صفويه ، ص 64 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 393 . ( 2 ) . در احسن التواريخ ، روملو ، ص 404 ، در جنگ با ( اباى تركمان ) كشته مىشود . و در عالم‌آراى عباسى ، ص 109 : ( اياى اوخلو ) ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 494 : ( تركمان اوخلو ) . ( 3 ) . ر ك : احسن التواريخ ، روملو ، ص 393 در ذكر وقايع سال 963 . ( 4 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ص b 176 ، a 187 ، به نقل از حاشيه 245 ، نظام ايالات در دوره صفويه . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 110 ، در خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 399 ، در ذكر وقايع سال 965 . ( 6 ) . در متن : ( افزور ) ، متن ماخوذ از خلاصة التواريخ است ، ج 1 ، ص 399 .